مقالات

تو هم برای زبان خوندن، تنبلی میکنی؟

کلمات و اصطلاحات پرکاربرد مربوط به تعلل و اهمال‌کاری (Procrastination)

🕒 Procrastination (تعلل و اهمال‌کاری)

تعلل یا اهمال‌کاری یعنی وقتی کاری رو که باید همین الان انجام بدیم، به آینده موکول می‌کنیم. شاید یک شروع طوفانی دارید و بعد برای ادامه مسیر نیاز دارید یکی مجبورتون کنه. اگر یکی از کارهایی که براش امروز و فردا می کنید، خوندن زبان هست، بیاید تا با موضوع تعلل و اهمال کاری در زبان انگلیسی آشنا بشیم. در این مقاله، با یک تیر دو نشون می زنیم. هم با کلمات و اصطلاحات انگلیسی جهت توصیف اهمال کاری آشنا میشیم و هم راهکارهای حل این مسئله رو با هم بررسی می کنیم. پس با سرزمین ترجمه، همراه باشید:)

📌 واژگان کلیدی

۱. Procrastinate – به تعویق انداختن

Example: Don’t procrastinate your homework.

(تکالیفت رو به تعویق ننداز.)

 

۲. Delay – عقب انداختن، تأخیر

Example: He delayed making a decision.

(او تصمیم‌گیری را عقب انداخت.)

 

۳. Postpone / Put off – موکول کردن به بعد

Example: They postponed the meeting until next week.

(آن‌ها جلسه را تا هفته بعد موکول کردند.)

 

۴. Waste time – وقت تلف کردن

Example: Stop wasting time on your phone.

(وقتت رو با گوشی تلف نکن.)

 

۵. Deadline – ضرب‌الاجل، موعد مقرر

Example: I always miss the deadline because of procrastination.

(همیشه به خاطر اهمال‌کاری ضرب‌الاجل رو از دست می‌دهم.)

 

📌 اصطلاحات کاربردی (Idioms & Expressions)

۱. Kick the can down the road

👈یعنی کاری رو به بعد موکول کردن بدون اینکه واقعاً حل بشه.

Example: The government is just kicking the can down the road on this issue.

(دولت فقط داره این موضوع رو عقب می‌اندازه بدون اینکه حلش کنه.)

 

۲. Drag one’s feet

👈 یعنی عمداً کاری رو آهسته انجام دادن یا تعلل کردن.

Example: She’s dragging her feet on starting the project.

(او عمداً شروع پروژه را عقب می‌اندازد.)

 

۳. At the last minute

👈 یعنی دقیقه نود کاری رو انجام دادن.

Example: He always studies at the last minute before exams.

(او همیشه دقیقه آخر قبل از امتحان درس می‌خواند.)

 

۴. Put something on the back burner

👈 یعنی کاری رو در اولویت پایین گذاشتن.

Example: I put my hobby on the back burner because of work.

(به خاطر کار، سرگرمی‌ام را در اولویت پایین گذاشتم.)

 

۵. Better late than never

 👈 دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن – برای زمانی که بالاخره کاری رو بعد از تعلل زیاد انجام می‌دیم.

Example: He finally finished his report—better late than never!

(بالاخره گزارشش رو تمام کرد؛ دیر بهتر از هرگز!)

 

I usually procrastinate when I have to do…

I often put off… because…

در بخش دوم مقاله، به راهکارهای رفع اهمال‌کاری می پردازیم.

✅ راهکارهای رفع اهمال‌کاری (Overcoming Procrastination)

۱. Set priorities (اولویت‌بندی کن)

👈 یعنی مشخص کنیم کدوم کار مهم‌تره.

Example: You need to set your priorities before starting the day.

(باید قبل از شروع روز اولویت‌هات رو مشخص کنی.)

🔹 اصطلاح مرتبط: First things first

Example: First things first, finish your homework before playing games.

(اول کارهای مهم، بعد بازی کردن.)

۲. Break tasks into smaller steps (کارها را به مراحل کوچک‌تر تقسیم کن)

👉 وقتی یک کار بزرگ، ترسناک به نظر میاد تقسیمش به بخش‌های کوچیک کمک می‌کنه.

Example: Break your assignment into smaller tasks.

(تکلیفت رو به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کن.)

🔹 اصطلاح مرتبط: Step by step – قدم به قدم

Example: You can achieve your goals step by step.

(می‌تونی به هدفت قدم به قدم برسی.)

 

۳. Create a schedule / Make a to-do list (برنامه‌ریزی کن / فهرست کارها رو بنویس)

Example: I created a schedule to manage my time better.

(یک برنامه ساختم تا زمانم رو بهتر مدیریت کنم.)

🔹 اصطلاح مرتبط: Stay on track – در مسیر موندن

Example: A to-do list helps you stay on track.

(یک فهرست کار بهت کمک می‌کنه در مسیر بمونی.)

 

۴. Beat distractions (حواس‌پرتی‌ها رو کنار بزن)

👈 مثل موبایل، شبکه‌های اجتماعی یا بازی‌ها.

Example: Turn off your phone to beat distractions.

(گوشی‌ات رو خاموش کن تا از شر حواس‌پرتی خلاص بشی.)

🔹 اصطلاح مرتبط: Lose focus – تمرکز رو از دست دادن

Example: I lose focus when I check social media too often.

(وقتی زیاد سراغ شبکه‌های اجتماعی می‌رم تمرکزم رو از دست می‌دم.)

 

۵. Reward yourself (به خودت پاداش بده)

👈 بعد از انجام یک کار سخت، یک جایزه کوچیک به خودت بده.

Example: Reward yourself with a break after finishing your work.

(بعد از اتمام کارت، با یک استراحت به خودت پاداش بده.)

🔹 اصطلاح مرتبط: Give yourself a pat on the back – به خودت افتخار کن

Example: After completing the project, give yourself a pat on the back.

(بعد از تکمیل پروژه، به خودت افتخار کن.)

 

✨ جمع‌بندی 

برای آموزش این بخش به زبان‌آموزها:

  • اول مشکل procrastination رو معرفی کردیم.
  • بعد هر راهکار رو همراه با واژگان و اصطلاحاتش آموزش دادیم.
  • در پایان هم یک تمرین ارائه می کنیم:

What do you usually procrastinate on?

Which strategy can help you the most?

 

باید جمله‌ها خیلی ساده، کوتاه و کاربردی باشن تا همزمان معنی تعلل (procrastination) و هم یک راهکار رفعش رو یاد بگیریم.

 

🎯 الگوهای کاربردی برای جمله سازی

۱. I put off ___, but I will do it now.

(من ___ رو عقب انداختم، ولی الان انجامش می‌دم.)

 

✍️ می‌تونیم بگیم:

I put off cleaning my room, but I will do it now.

I put off doing my homework, but I will do it now.

 

۲. First, I will _, then I can _!

(اول _ رو انجام می‌دم، بعد می‌تونم _!)

 

✍️ مثال:

First, I will finish my homework, then I can play games!

First, I will brush my teeth, then I can watch TV!

 

۳. No procrastination, I do it step by step.

(هیچ تعللی نیست، من قدم به قدم انجامش می‌دم.)

 

این الگوها هم ما رو با واژه‌های اصلی مثل put off, step by step, first… then آشنا می‌کنه، هم حس بازی و انگیزه برای رفع اهمال کاری بهمون می‌ده.

روشی که در کتاب قانون پنج ثانبه توسط مل رابینز معرفی شده، از پرتاب موشک الهام گرفته شده. روشی که در اون اراده پیدا می کنی که با شمارش معکوس ۵، ۴، ۳، ۲، ۱ پرتاب، خودت رو وسط کاری که می خواستی شروع کنی ببینی و دست از اهمال کاری برداری. امتحانش کنید. چون بعدا به خاطرش به خودتون افتخار خواهید کرد.

author-avatar

درباره طیبه جوادی

طیبه جوادی هستم. اگر کنجکاو مدرک تحصیلی من باشید کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی. ولی ی چیزهایی ربطی به مدرک نداره. همیشه دوست داشتم مطلبی رو اول خودم یاد بگیرم بعد ساده و روان برای بقیه توضیح بدم. حس شیرین آموزش دادن، باعث شد به فکر ی وب‌سایت آموزش زبان بیفتم که بتونم به افراد بیشتری آموزش بدم. تا افراد با هر سن و سال و سطح زبانی، لذت یادگیری زبان انگلیسی رو حس کنن. به قول انگلیسی ها Explain like I’m five یعنی یجور توضیح بده انگار پنج سالمه. ما تو فارسی میگیم زیر دیپلم توضیح بده که متوجه بشم. من در وب‌سایت سرزمین ترجمه، به همراه یک تیم حرفه‌ای، مشتاقانه تمام تلاشمون رو برای تحقق اهداف آموزشی خواهیم کرد. پس با سرزمین ترجمه همراه باشید:)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *