مقالات

افعال دو کلمه ای پرکاربرد در زبان انگلیسی با موضوع ورزش و تفریح

phrasal verbs for sports and leisure

افعال دو کلمه ای پرکاربرد در زبان انگلیسی با موضوع ورزش و تفریح

البته که برای یادگیری هر کلمه و جمله جدید لازمه بارها با اون مواجه بشیم. اگر هر روز بخشی از زمان خودمون رو برای تماشای یک فیلم و سریال، خوندن یا گوش کردن به داستان و یا پادکست انگلیسی اختصاص بدیم، شانس بیشتری فراهم کردیم و اجازه دادیم که این کلمات مجددا سر راهمون قرار بگیرن. این مقاله می تونه اولین برخورد شما با کلمات جدید محسوب بشه. شاید هم برخوردهای چندم. اگر برخورد چندمتون باشه، که یهو به خودتون می گین، عه آره. من این رو بلد بودم ولی چرا ازش استفاده نمی کنم. چرا یادم نمونده بود. بعد یهو ممکنه حتی به خودتون بگین، من اصلا زبان یاد بگیر نیستم. نه این طور نیست. این باور رو داشته باشید که نیازی نیست برای این لغت ها تقلا کنید. کافیه فقط از زبان خودتون رو دور نکنید.

این پنجمین مقاله از مجموعه مقالات ۷ روزه برای مطالعه افعال دو کلمه ای هست. لینک مقالات قبلی به ترتیب زیره:

روز اول: افعال دو کلمه ای پرکاربرد در زبان انگلیسی با موضوع کسب و کار

روز دوم: افعال دو کلمه ای پرکاربرد در زبان انگلیسی با موضوع فناوری و کامپیوتر

روز سوم: افعال دو کلمه ای پرکاربرد در زبان انگلیسی با موضوع مسافرت

روز چهارم: افعال دو کلمه ای پرکاربرد در زبان انگلیسی با موضوع سلامتی و تندرستی

خب الان هم بریم که افعال دو کلمه ای رو با موضوع ورزش و تفریح داشته باشیم.

The team spent some time warming up in preparation for the match.

اعضای تیم برای آمادگی مسابقه، یکمی وقت گذاشتند تا گرم کنند.

Warm up: do exercises to loosen the muscles

The champion had a crowd of supporters to cheer her on.

قهرمان مسابقه انبوهی از هوادار داشت که تشویقش می کردند.

Cheer on: encourage by cheering

The pond froze over and the villagers were able to skate on it.

دریاچه کوچک یخ بسته بود و روستایی ها می توانستند بر روی آن اسکیت بازی کنند.

Freeze over: be covered in ice

I want to get the garden tidy before winter sets in.

می خواهم تا باغچه را قبل از اینکه زمستان فرا برسد، تمیز کنم.

Set in: become established

Some supporters were turned away at the entrance because the ground was full.

بعضی هوادارها چون زمین پر بود، از ورودی برگشتند.

Turn away: refuse entry to

The show is so popular that it’s booked up for weeks ahead.

نمایش اونقدر محبوب هست که تا دو هفته پیش رو، رزرو شده.

Book up: reserve a seat (e.g. for the entrance)

The committee want us to lay on the entertainment for the social evening.

اعضای کمیته از ما خواستند تا نمایش را برای دورهمی برنامه ریزی کنیم.

Lay on: organize

It was such a bad foul that the referee sent him off.

اینکه داور اون رو از زمین بیرون کرد، خطای خیلی بدی بود.

Send off: order a player to leave the field

If the rain eases off we might still be able to play the match.

اگر بارون کوتاه بیاد ما ممکنه هنوز بتونیم مسابقه رو بازی کنیم.

Ease off: become less intense

The band struck up and the dancers made their way to the floor.

گروه موسیقی کارش رو شروع کرد و رقاص ها به روی صحنه آمدند.

Strike up: start playing music

When the applause had died down the star of the show said a few words.

وقتی دست زدن ها کم شد، ستاره نمایش چند کلمه ای حرف زد.

Die down: decrease, become quieter

I had to keep dreaming up new things for the children to do during their holiday. They got bored so easily!

من مجبور بودم مدام برای بچه ها به کارهای جدید فکر کنم که تو تعطیلاتشون انجام بدن. اونها خیلی راحت حوصله شون سر می رفت!

Dream up: think of a new activity etc.

Maggie’s been working on her game and you can see a definite improvement.

مگی داره روی مسابقه اش کار میکنه ، می تونی ی پیشرفت واضح و مشخص رو در اون ببینی.

Work on: work to make or improve

The match was rained off and will be played next Wednesday.

باران مسابقه را لغو کرد و چهارشنبه آینده بازی انجام خواهد شد.

Rain off: not allow to start because of rain

Many cinemas closed down when television became popular.

وقتی تلویزیون محبوب شد، خیلی از سینماها تعطیل شدند.

Close down: close permanently

The curtain came down and the booing began!

پرده پایین آمد و صدای هو هو کردن شروع شد!

The dance caught on and soon everyone was doing it.

رقص محبوب شد و خیلی زود همه آن را انجام میدادند.

Catch on: become popular

The golfers teed off but both played terrible shots.

گلف بازها شروع کردند اما هر دو پرتاب های بدی داشتند.

Tee off: hit the first shot in a game of golf

Membership fell off when another club opened.

وقتی یک کلوپ دیگه باز شد، عضویت کم شد.

Fall off: decrease

The music blared out and we couldn’t hear ourselves speak.

صدای موسیقی حسابی بالا رفت طوری که نمی تونستیم حرف زدن خودمون رو بشنویم.

Blare out: be very loud

The musicians tuned up and waited for the conductor to arrive.

موسیقی دان ها (موزیسین ها) ابزارهای موسیقی رو کوک کردن و منتظر رهبرشون موندن که از راه برسه.

Tune up: make a musical instrument play in tune

The two teams played off to decide third place.

هر دو تیم برای بردن جایگاه سوم بازی کردند.

Play off: play a match to decide who is the winner

Carry off the prize for the most beautiful garden.

برای زیباترین باغچه ، جایزه بگیر.

Carry off a prize: win a prize

Plant out the seedlings when they’re big enough.

نهال ها رو وقتی به اندازه کافی بزرگ شدن، از جاش دربیار و بکار.

Plant out seedlings: replant small plants with room to grow

Play through this tune once and then you try to sing it.

این آهنگ رو یکبار پخش کن و بعد سعی کن بخونیش.

Play through a tune: play a tune from the beginning to the end

Put on a show twice a year.

دوبار در سال یک نمایش رو نشان بده.

Put on: present, produce a show

Sit on the committee and help to make decisions.

بیا در کمیته جزو اعضا باش و به تصمیم گیری کمک کن.

Sit on a committee: be a member of a committee

Sit out this dance because my feet are killing me.

بریم بشینیم (در رقص) چون پاهام از درد داره من رو میکشه.

Sit out a dance: sit down and not take part in a dance

Soak up the sun as you lie on the beach.

همین طور که روی ساحل دراز کشیدی، آفتاب بگیر.

Soak up the sun: lie in the sun for a long time

Take up a hobby to help you relax after work.

ی سرگرمی انتخاب کن که بعد از کار به آرامشت کمک کنه.

Take up: start

author-avatar

درباره طیبه جوادی

طیبه جوادی هستم. اگر کنجکاو مدرک تحصیلی من باشید کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی. ولی ی چیزهایی ربطی به مدرک نداره. همیشه دوست داشتم مطلبی رو اول خودم یاد بگیرم بعد ساده و روان برای بقیه توضیح بدم. حس شیرین آموزش دادن، باعث شد به فکر ی وب‌سایت آموزش زبان بیفتم که بتونم به افراد بیشتری آموزش بدم. تا افراد با هر سن و سال و سطح زبانی، لذت یادگیری زبان انگلیسی رو حس کنن. به قول انگلیسی ها Explain like I’m five یعنی یجور توضیح بده انگار پنج سالمه. ما تو فارسی میگیم زیر دیپلم توضیح بده که متوجه بشم. من در وب‌سایت سرزمین ترجمه، به همراه یک تیم حرفه‌ای، مشتاقانه تمام تلاشمون رو برای تحقق اهداف آموزشی خواهیم کرد. پس با سرزمین ترجمه همراه باشید:)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *